Header
Rss   deli.cio   technorati








۱ سال بزرگتر شدم

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲

از صدای گذر آب چنان می فهمم
تندتر از آب روان ، عمر گران می گذرد!
زندگی را نفسی ست ، ارزش غم خوردن نیست
آنقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست ..
 
چقدر روزهای عمر به راحتی میگذره واین ما هستیم که قدر لحظه لحظه عمرمون رو نمی دونیم و حتی به این فکر نمی کنیم که این نفسی که الان داریم میکشیم شاید آخرین دم یا بازدم عمرمون باشه.
آدمها تا وقتی که بچه هستند قدر خیلی چیزها رو نمی دونند. حتی براشون ارزشی نداره . ولی هر چی بزرگتر میشن می دونن که چه چیزهای با ارزشی تو زندگی هست که تا اون روز نمی دیدند و نمی دونستند.
دیروز روز تولدم بود. ۱ سال دیگه گذشت. نمی دونم چقدر تونستم به قولهایی که پارسال به خودم داده بودم عمل کنم. اما امسال هم باز به خودم قولهایی دادم . امیدوارم موفق بشم.
دست همسرم درد نکنه بابت زحمتی که کشید.دست داداشی هم بابت کیک شب قبل تولد درد نکنه. دست مامانم هم درد نکنه کلی واسمون زحمت کشیده بود.
نمی دونم همه مامانها مهربونن یه فقط مامان من اینقدر مهربونه؟
پ ن : یادم رفت بنویسم که فراموش نکنم. جمعه ۵ مهر سات ۸ صبح پرواز به سمت تهران. اتفاقات اونجا در طول روز . به اندازه یک ماه پیاده راه رفتن. شب هم……… ساعت ۱۲ برگشتن فرودگاه تا ۵ صبح چرت زدن تو فرودگاه. و شنبه صبح برگشتن. و بعد خوابیدن تا ساعت ۱٫۳۰ ظهر.
پ ن : یه وقتهای یه کسانی باهات یه رفتاری رو نشون میدن و انتظار دارن تو درکشون بکنی و ناراحت نشی. ولی خیلی اتفاقی تو یه زمانی خیلی بعدتر از اون اتفاق یه کاری انجام میدی که تقریبا شبیه همون کار اون شخص ولی خیلی ازت دلگیر و ناراحت میشه. نمی دونم حالا حق با منه یا واقعا حق با اونه؟ 

.

نوشته شده توسط : ردپا - Filed under: روزنوشت .

۴ نظر برای ۱ سال بزرگتر شدم

  1. فاطمه گفته :

    تولدت مبارک آجی
    یاد تولدهای اون موقع افتادم که میگرفتیم یاد همه اون لحظات بخیر

    تو هم رفته بودی هیییی خوش به حالت اگر میدونسم یه آشنا میره میرفتم منم . چون تنها بودم نشد برم خودت که میدونی دیگه شرایط رو …..

  2. فاطمه گفته :

    تو هم کنسرت لیان رفته بودی ؟؟؟

  3. بانوچه گفته :

    سلام عزیزم با کلللللللللللی تأخیر تولدت مبارک … عیدتم مبارک …

  4. مهربانو گفته :

    تولدت مبارک عزیزم خیلی دیررره ولی باز هم مبارک باشه .چقدر دیر به دیر میای اینجا