Header
Rss   deli.cio   technorati








روزنوشت

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸

سلام

هی چند روز میخوام آپ کنم ولی حسش نمیاد به هر حال الان اومدم.

مامان اینا رفتن سفر و من و برادر محترم تنها شدیم. از صبح تا ظهر که سر کارم  , ظهر هم میرم خونه نهار میخورم و کمی استراحت میکنم و میرم کلاس زبان , عصر هم که بر میگردم میرم دنبال کارهای خونه و تمیز کردن هستم و نهار فردا رو حاضر میکنم تا نگاه میکنم میبینم شده ساعت ۱۲ و دیگه وقتی نیست و باید برم بخوابم واسه فردا .

این چند وقت زمان برام  مثل برق و باد میگذره , کلی کارهای عقب افتاده دارم که باید انجام بدم اما فرصت چندانی واسه انجام دادنش ندارم.

پ.ن.۱: الان فقط و فقط به یک چیز احتیاج دارم سکوت سکوت سکوت……

پ.ن.۲: چقدر سخته که بخوای حست رو به کسی منتقل کنی اما به هیچ چیز دسترسی نداری.

پ.ن.۳:چقدر بده که یه عالمه حرف بزنی اما بعد از چند ثانیه که گذشت تا بالاترین حد از حرف زدنت پشیمون بشی.

پ.ن.۴: امیدم را مگیر از من خدایا.

وبلاگ نویس عزیز بوشهری ,تو هم با ما همراه شو تا استانی مجازی و بدون محرومیت را بنا کنیم .

.

نوشته شده توسط : ردپا - Filed under: روزنوشت .

یک نظر برای روزنوشت

  1. طارمه گفته :

    به جمع کاربران Bushehr.ws خوش آمدید.